شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید |
پودر سفید کننده دندان
قویترین سفید کننده گیاهی در 5 دقیقه رفع زردی،جرم و تقویت مینای دندان |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
دل بیقرار (به مناسبت شهادت فاطمه زهرا (ع) ... )
شمع می سوزد
درونم بی قرار
سینه را غم می فشارد
دیده بارد اشک ناب
کوچه سرد است و سکوت
شب به شهرم خیمه زد
چشمه می بارد روان
گونه ام در انتظار
فاطمه آن گوهری
رتبه اش خیر النساء
با شهادت پر گشود
عالمی را شد عزا
در فضای کوچه ام
بوی خوش پیچیده است
بانگ یا زهرا ، به گوش
می رسد در خانه ها
این جهان را دختری است
بر پدر او مهربان
در سفارش گوهری است
از رســــول انبیا
در کرم تابنده بود
همچو خورشیدی رئوف
ساده می بخشد فقیر
تا به گردنبند خود
یار و همراه علی (ع)
در غم و در شادی اش
در محبت شد عظیم
در حمایت بس کریم
در بشارت آن جهان
جایگایش بس رفیع
در بهشت و در صفش
مژده آمد آفرین
زینب از او آموخت
راه و رسم زندگی
روز عاشورا چشید
شهد شیرین شهید
گشته زهرای شهید
در ره دین داری اش
قبر نا پیدای او
کو ؟ مزارش دربقیع
میر حمزه طاهری هریکنده ای نوپا
بهار می آید و صدای پایش از هر سو به گوش می رسد و جشن می گیریم این عید سعید باستانی دیرینه را و ورق می زنیم سال کهنه را و آغاز می کنیم سال نو . عید بر شما مبارک عید نوروز1391 نـــو بهــــار و می رسد نـــوروز ما رفتــه دیــــروز و نگــــر امـــــــروز ما مـی رسد بر گــوش من آواز خـوش بلبل از شوق بهـــارش رفته هــوش وقت شادی هــر کجا جشن و سرور خـود نمایی از بهـــار است پر غـرور سبزه را شادی که مهمانش گل است سفره ، ساز و در کنارش سنبل است شاخــه ها تن پوش روشن می کنند باغ و بوستان رو به سوسن می کنند صحبت از پاک و تکــــان منـزل است نــــوبتی هــــم نــــوبت درد دل است سفره زینت میشود هفت سین خــود هــرکـه دل مشغـول شود آیین خــود وقت دیـــــدار و همـــه گــــرد همند عــاشقانــه شاد و سرخوش محضرند باغبان از بـوی گل، سرخوش و مست شکـــر خالق می کند ، بالا دو دست مـی سراید ، چه چه ای ، بلبل به نو رقص باغ و حکمت و عشقش ، شنـو خــوش به آنکس عید شادی زد رقـم بــد به حالـی گفت ، که نــوروزی بـدم طاهــری ، برخیز و عیدت شادی کـن دلنــوشته ، نـو بهــارت یــــادی کـــن میر حمزه طاهری هریکنده ای نوپا اسفند 1391
زمستون وقتی که زمستونه پنجره ها بسته می شن گـرمای اتاقا از یه جا بودن خسته می شن بالای درختا کــه گشنه آب و هــــوا شن رویای زمستونا تو دفترم زنده می شن
Happy New Year من هم به نوبه خودم فرا رسیدن عید کریسمس و تولد حضرت مسیح را به همه مسیحیان عزیزم تبریک و تهنیت عرض می کنم. تقدیم به تمامی مسیحیان عزیز میلاد مسیح و عید کریسمس عید است و شادی نه عید نوروز جشن مسیحاست نامش ، کریسمس آغوش مریم نوری مبین است بس می درخشد آن روح ماهش بلبل زشادی با صد ترانه بر شاخه شاخه هی می زند پر فصل زمستان چه نوبهاری است دشت و دمن شد با غنچه زیبا شبنم به گلها ناز است و غلطان رویایی گشته است دنیای گلها تن پوش روشن هرجا صفا یی است از سوز سردی آنجا نمایان صد لاله در باغ بر سبزه حالی است این لطف و رحمت از آن الله است باشد مبارک بر جمله عالم تبریک و پیروز عید کریسمس *** میر حمزه طاهری هریکنده ای (نوپا)
محرم(ماه خون بر شمشیر) باز هم محرم ماه عزا شد در کربلا بس غوغا به پا شد از خون و شمشیر دارم شکایت از کشته هایش باشد روایت از ظلمت ظلم خورشید نتابید از اهل کافر آنجا چه ها بود از شمر ملعون ظلم و ستم ها بس خیمه ها سوخت آنجا رها بود ظلم بر حسین(ع) و یاران راهش بر کشته آنجا شیون به پا بود ظلم از یزیدان هر جا نمایان از داغ یاران بس گریه ها بود خون شهیدان صد لاله رویید از عطر و بویش آنجا صفا بود جن و ملک هم از این مصیبت در سینه آنروز آهی دگر بود ششماهه اصغر(ع) در خون و نیزه بر حنجر او تیری رها شد آن کودک ناز آغوش مادر رحمی نبود هیچ زان اهل کافر از رقص شمشیر گویا خبر بود از رعد و برقش دشمن جدا بود سالار آنروز در خون شناور نامش حسین(ع) است فرزند حیدر از اشک زینب نعش برادر صد ها ملائک صاحب عزا بود سقای آن روز با مشک آبش در خیمه بودند بس چشم به راهش عباس(ع) دو دستش از تن جدا شد از مرکب خود آنجا رها شد مرد علمدار سقای تشنه آنروز ز راهش هم با خدا شد درس شهادت نام حسینی(ع) است عالم برایش ماتم سرا شد *** میر حمزه طاهری هریکنده ای (نوپا)
شاه خوش نام شهید کربلا ای شاه خــوش نام خــــدا شاه شهید کربلا ای کشتۀ عشق خـــدا نوردو چشم مصطفی در هر جهانی نام تو عشق خـــدا در جام تو ای خـــون جاوید خــــدا ای شاه آل مرتضی از جسم پاک تو روان خــــون خدای جاودان کشتند تورا آن ظالمان رفتند به راه های خطا خـورشید این عـــالم تویی دردانۀ خاتم تویی ای برترین هــای خـــدا در پیش چشم اولیاء از ظلم آن اهــریمنان نالـــــد زمین و آسمان دیدند ز خیل دشمنان ظلم و ستمــــها از جفا بر شاه خوبان زمین وآن کشته های راه دین گویند ملائک آفــــرین او برتر از اندیشه ها آن شاه دشت کــــربلا شدنور حــق در جانما ما را زعشق اوصفـــا ما را ز روی او بقـــا در عالـــم هستی بپا شوری بود درکــــربلا کـــی میرود از یاد ما راه شهیدان خـــــدا ای برترین فضل خـــــدا ای آمـده از انبیاء در خاطــــر ما جاودان آن روزگار و ماجرا نام تو دراندیشه ام عشق تو اندر سینه ام شد یا حسین ذکر لبم بر خاک تو جانم فدا شعری از بهزاد تنگسیری هشتم آبان 1390
محرم ماه پیروزی خون بر شمشیر... دو دیده اشک باران است ، محرم ز سوگ ، جمله یاران است ، محرم جهان می بارد ، اشک ، داغ یاران ز ظلم ، نابکاران است ، محرم ز رقص و تیر و نیزه جنگ و میدان نظر بر تیغ برّان است ، محرم نه رحمی باشد آنجا از یزیدان عدو را سینه حیران است ، محرم شکوه و بس عزاداری ، نمایان به ماتم نوحه خوانان است ، محرم جوان و پیر و کودک جمله ، عاشق جهان یکپارچه گریان است ، محرم حسین(ع) و جمله یاران شهیدش محرم راه آنان است ، محرم هدف بر آن گلوی ناز اصغر کمان بر چله لرزان است ، محرم به اشک زینب از نعش برادر به زخم ، سم و پالان است ، محرم گلو بس تشنه از شط فرات است به راهی ، ساقی ، جانان است ، محرم عمویی ، تشنه و با مشک ، آبش اسیر ، بر تیر و پیکان است ، محرم ز قدرت زور و بازوی ، ابوالفضل مروّت تا دم جان است ، محرم دو طفل مسلم از درد شکنجه به بندی ، آهی پنهان است ، محرم به زخم و نام قاسم تازه داماد به عقدش ، حجله باران است ، محرم بدن خونین ، به آن خار مغیلان به صحنه دیده سوزان است ، محرم شهادت گشته کامل با محرم به رمز و ریشه شاهان است ، محرم نویسد ‹ طاهری› از ماه هجران سخن در شعر فراوان است ، محرم *** میر حمزه طاهری هریکنده ای (نوپا)
پائیز هم زیباست ... باز کن پنجره را امروز هوا عالی است چشمانت را بگشای پائیز هم دیدنی است شکر خدا بجا آر … خلقتش ستودنی است گوش کن ... می شنوی ؟ صدا یی پیداست خش خش برگها هم شنیدنی است و من بیقرار ... تا غروب به انتظار خواهم نشست غروب زرد و طلایی اش دیدنی است و تا شب هم منتظر خواهم ماند شب سرد و درازش نوشتنی است بگذار قلم بردارم و عاشقانه بنویسم آنچه در افکار من می گذرد آنچه که از پائیز نگفته ام آنچه که در ذهن من سوسو می کند از پائیز .... بله پائیز از ایام سکوت و طولانی اش از چهره طبیعت بی نظیرش از شگفتی های آسمانی اش فصلی که تنهایی ام را به خاطرم می کشد از عشقم ... از آرامشم ... از گریه ام ... از خاطرات کهنه و بایگانی ام از خرید و گام اول دبستانی ام و چقدر زیباست ، جنگل با برگهای مرده ی رنگارنگ
تا رسیدن به تو ... واسـه تا رسیدن تــو خـودم و زدم به آخر دل بـه غیر تــو نبستم از اون اولش تا آخر قصــه من و تو انگار شده راز دفــتر عشق چکه های ناز چشمام کرده برگه ها شون و تر به کــدامین از گناهــم نشدم مـوافق تو به قضاوتم نشینی به حــلالی ام تو داور شده ام غــرق وجــودت انتظار منجی عشق با وجــود ناجی اینجا شده ام من هم شناگر قلب صاف و ســاده من می تپد به انتظارت بـه هــوای آشنایی بشیم اینجـــا آشناتـر به فضای دیدگانت رفته ام به اوج مستی به هوای تا تو دیدن به صفایی ام صفاتر در پیت به غم چو یعقوب می کشم من انتظاری در پناه و عشق یوسف می رسی به من تو آخر طاهـری هـر چه نویسد شده مبتلا و مجنون به زبـان لیلی گــوید عشق و عاشقی فــراتر *** میر حمزه طاهری هریکنده ای ( نوپا)
دل نوشته های عارفانه از بهزاد تنگسیری ای دل شبی به کویش راه و گـــــــذر نکردی بر ماه رویش ای دل یک دم نظـــــــــر نکردی گفتم که عاشقی کن با جان و دل چو مجنون اشکی زدیده گانت شام و سحــــــــر نکردی بر درگهش روان شو وانگه تو جــــــاودان شو عاشق چو عاشقان شو گـــر دیده تر نکردی
